ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1212
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
ابن طريف زارى نكردهاى . [ 1 ] يا تهنيت گفتن بر مغلوب و دشمن كسى كه درگذشته است چون از زير بار فشار و سختگيرى وى آزاد شده است مانند : خاندان ربيعة بن نزار ! ديگر نيزهها را بر زمين گذاريد ، زيرا [ چنگال ] مرگ ، دشمن پيكار جوى شما را در ربود [ 2 ] . و بسيارى از اين گونه شيوهها كه در ديگر فنون و اسلوبهاى سخن يافت مىشود و تركيباتى كه در اسلوب شعر تشكيل مييابند ممكن است بوسيلهء جمله يا غير جمله باشند و جملهها گاه انشائى هستند و گاه خبرى و زمانى اسمى و هنگامى فعلى . ممكن است جملهها تابع يك ديگر باشند يا نباشند [ 3 ] در مواردى جملهها « از لحاظ معنى » با هم سازگاراند و در موارد ديگر ناسازگار . گاهى ممكن است جملهها مجزا و گاه پيوسته باشند . اينها همه بر حسب چگونگى تركيبات در كلام عربى و باز شناختن محل هر كلمه نسبت بديگريست كه در نتيجهء استفاده از ممارست و تمرين در اشعار بدانها پى ميبريم و بسبب اين ممارست قالب كلى مجردى از تركيباتى معين در ذهن نقش مىبندد و اين قالب بر همهء آنها منطبق مىشود چه فراهم آورندهء سخن مانند بنّا يا بافنده است و صورت ذهنى منطبقشونده همچون قالبى است كه بنّا ساختمان را در آن بنيان مىنهد يا چون نوردى است كه بافنده پارچه را بر آن ميبافد و از اين رو اگر بنّا از قالب و بافنده از نورد خارج شوند به كار آنها تباهى راه خواهد يافت و نبايد تصور كرد كه شناختن قوانين و اصول بلاغت براى اين منظور كافى است ، زيرا ما مىگوييم كه قوانين بلاغت عبارت از قواعدى علمى و قياسى هستند و تنها فايدهء آنها اين است كه به كار بردن تركيبات را بر هيئت مخصوص
--> [ 1 - ) ] ايا شجر الخابور مالك مورقا * كانك لم تجزع على ابن طريف . [ 2 - ) ] الق الرماح ربيعة بن نزار * اودى الردى بقريعك المغوار . [ 3 - ) ] در مواردى جملهها متفقاند و در موارد ديگر غير متفق . اين عبارت بجاى « ممكن است جملهها تابع يك ديگر باشند » كه در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » آمده است ، در چاپهاى مصر و بيروت ديده مىشود .